السيد الخميني

29

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

محرومين ، مستضعفين و حكومت مردمى اين است كه هم مجلسش مىفهمد مستضعفين و محرومين يعنى چه ، هم حكومت و وزرا مىفهمند كه يعنى چه ، هم رئيس جمهور و رئيس مجلس‌اش مىدانند كه اين محروميت يعنى چه ؛ براى اينكه خودشان لمس كرده‌اند ، خودشان لمس محروميت را كرده‌اند ؛ اينها مىفهمند كه نادارى يعنى چه و محروميت يعنى چه . و لهذا خاصيتى كه حكومت محرومين دارد چند چيز است كه حالا من بعضىاش را عرض مىكنم . يكى اينكه چون احساس كرده‌اند محروميت را ، به فكر محرومين مىتوانند باشند . مىتوانند كه بفهمند كه راه اگر نباشد و اين مريض در يك دهكده‌اى مريض بشود و بخواهند بياورندش به شهر ، چه مصيبت‌هايى هست ، براى اينكه ، راه نيست بايد با الاغ مثلًا با اسب بياورند . اينها مىفهمند اين يعنى چه ، در ذهنشان اين معنا مىآيد . اينها مىفهمند كه محروميت از حيث بهدارى و درمانگاه يعنى چه . اينها مىفهمند كه محروميت از حيث آب و برق يعنى چه . اينها از باب اينكه خودشان لمس كرده‌اند اين مسائل را ، مىتوانند بفهمند . به خلاف آن قشرى كه سابق متكفل اين امور بود نمىتوانستند بفهمند . يعنى يك كسى كه در مهد اشرافيت به اصطلاح آن وقت بزرگ شده است و از اولى كه چشمش را باز كرده است با نوكر و كلفت و حشم و اينها روبرو بوده ، اين وقتى بزرگ شد خيال مىكند همهء چيز همين است . نمىتواند ادراك كند كه يك طبقه‌اى هستند كه نان ندارند ، يك طبقه‌اى هستند كه نمىتوانند زندگى كنند . اين يكى از خاصيت‌هاى حكومت محرومين و مستضعفين است . خوف نداشتن از قدرتها ، ويژگى حكومت محرومان يكى از خاصيت‌هاى بزرگش اين است كه اينها ديگر از قدرت‌ها نمىترسند . خاصيت اعيانيت و اشرافيت به اصطلاح و رفاه اين است كه چون هميشه خوف اين مطلب كه نبادا از اين مقام ، پايين بيايم و نبادا يك لطمه‌اى به اشرافيت من بخورد ، اين خوف ، اسباب اين مىشد كه نسبت به زير دست‌ها ظالم و نسبت به بالا دست‌ها توسرى خور باشد . يك نفر كه نخست وزير بود ، وزير بود و در تاريخ ، در طول تاريخ از كسانى